تبليغاتX
...... ایران بیمار

ایران بیمار

سکوت زمان

Home Email Archive Designer



به نام اهورای ایرنشهر
جاوید باد کوروش کبیر.

اینبار کمی نوشتهای شخصی
این عکس قابل توجه دوستیست که فرمودند خودتان را در تارنمایتان مخفی نکنید.
این بار میخواهم یک اتفاقی را جدا از تارنمایم و وابسته به اندیشهایم و اتفاق اخیر براتون بازگو کنم.
دیروز وقتی توی دفتر کارم در اندیشه انتظار یک روح واحد برای آزادی ایران بودم .یکی از دوستانم  که عضو  یکی از انجمنهای بسیار فعال در راستای دفاع از حفظ ارزشهای تمدن باستان ایران است با من تماس گرفت.
لحن صدایش خیلی تند و عصبی به نظر میرسید ازش پرسیدم مشکل چیست؟ گفت دیروز تو یک جلسه تقریبا بزرگ دعوت بودم در یک جای ییلاقی که حدود صد نفر در آنجا حضور داشتند و بحث به تاریخ باستان ایران و تمدن پر شکوه آریاییان کشید اما در آن جمع دوستان به ظاهر دوست شروع به سفسطه کردن نمودند و با گروهی مداخله گر سعی در تخریب گذشته ایران و بزرگ مرد تاریخ کوروش کبیر کردند
و تا جای لازم در این بحث سر امد بوده اما در انتهای این گردهم آیی انها با وجود رای اکثریت باز به دشنام و توهین به آیین وتمدن نیاکان ما نمودند که از حوصله بحث خارج است.
به هر روی گفتن انکه اینان چه کسانی بودند برای همگان پر واضح است که جز تازیان ایران ستیز ایرانی نما. کسانی دیگر نیستند من اسمی از ایشان در این تارنما نمی اورم.پس از حرفهای دوست عزیزم اقای آرش آریا نسب با او قراری فیکس کردم تا در جلسه ای به دعوت ما در شرکت من گرد هم آییم متاسفانه از دوستان هم اندیش ما کسی جز جناب آریا نسب نیومد و از ایران ستیزان تازی حدود بیست نفر آمدند. که بسیار از قبل خود را برای یک نبرد گفتمانی آماده کرده بودند به هر روی بحث ما به درازا کشید و من این بار با قاطعیت همیشگی در حفظ  آیین و تمدن پر افتخار کشورم تاریخ پر فروغ ایران را تا زمان حمله تازیان و ایران ستیزان برایشان بازگو نمودم و خوشبختانه با یاری یزدان در این نبرد گفتمانی پیروز شدیم  هرچند انها باز هم نپذیرفتند اما سکوت و رخساره زردشان حاکی از  ان بود که در مقابل تمدن ایران و اریاییان سر تسلیم فرو اوردند
هرچند آنان باز میتازند اما ما چنان کوهی استوار و همچون نیاکانمان و چون بابک خرمدین-جاماسپ-رستم-مازیار-برزمهر و سرداران زن آزاده ایران چون میترا دخت-آمسترس-آپاما و دیگر بزرگان و نیاکانمان در مقابلشان خواهیم ایستاد و از ذره ذره خاک ایران دفاع خواهیم کرد.
اما ادامه ماجرا.

یکی از برادران ایران ستیز که گویا برادری سفت و سخت بودند و بسیار طرفدار حکومت تازیان و بارها به تارنمای من هم امده بودندو....
با ضبط صوتی صدای ما را هر چند ضعیف اما کار آمد ضبط کرده بودند و  نقش جاسوس را بازی کرده بودند هرچند همه ما میدانیم اینان جز جاسوسی-وظلم وبیدادگری و قتل عام مردم آزاده چیزی بلد نیستند
موقع رفتن با طعنه ای رو به من کرد و گفت اگر کسی مینویسد و میجنگد باید جرات حضور هم داشته باشد و مخفی نشود قابل توجه ایشان باشد که بنده تمام مشخصاتم را در این تار نما نوشته ام و اگر  مشکل  چهره من بود که ان هم به بنا به میل خودم بر همگان آشکار شد
در ضمن من در تمامی جلسات و انجمنهای دفاع از تاریخ ایران در کشور و شهر خودم آشکارا شرکت میکنم و از تمدن  پرشکوه مردمم دفاع مینمایم پس نیازی به پنهان کاری ندارم.
به هر روی من و دوستم در شرکت نشسته بودیم که دقایقی بیش نگذشت که باز طبق معمول برادران محترم سر و کله اشان پیدا شد و در ابتدا کمی صحبت یا بهتر بگویم بازجویی شکل گرفت و بعد از ان مصادره کردن فعلی مبایل-ماشین-کامپیوتر و کلی پوشه و مدارکی که به کارخونه مربوط میشد را با خود ما به جایی که گفتن ندارد بردند
در آن مکان ما پی به خیانت آن برادر عزیز بردیم که هدفش تخلیه کینه روز گذشتهای بود که از دوست بنده داشته است.
باز هم به هر روی اتفاقات و چیزهایی بر ما در آن مکان گذشت که مترصد تعریف هستند و بسیار شرم آور .
اما باید بدانند ما آزاده هستیم و از خاکمان دفاع میکنیم
خوشبختانه با وثیقه ای سنگین و رابطهای هم اندیشم و وکیل خوبم آقای تهرانی  هرچند بلا تکلیف اما فعلا اینجا هستم و دارم برای شما مینویسم ولی این داستان ادامه دارد و پیامدهای بعدی و دادگاهی و شاید...........بماند
هرچند اگر تا صبح قیامت به طول بینجامد من باز هم از تمدن پر فروغ ایران دفاع خواهم کرد و با قلبم  - روحم و خونم میجنگم اما دگر وقت برخواستن است
برخواستن
برخیزیم.
وقت جنگیدن و بیرون راندن تازیست.
من باز هم مینویسم و  خواهم نوشت ومیگویم و خواهم گفت جاوید باد کوروش کبیر.
تمام سلولهای وجود من و نیاکانم از خاک پاک این دیار تغذیه کرده اند
در آن رشد کرده ام شب هنگام سر به خاکش گذاردم.از گیاهانش-ابش و خاکش تغذیه کرده ام مهر و عشق را در این سرزمین اموخته ام و خون من جاریست از خون اریایی.
پس موظفم این خون و این روح را به خاکم هدیه نمایم که از او و اهورای توانا جان گرفته است.
شما را به خاک وآسمانی که در آن نفس میکشید سوگند میدهم  نگهبان و حامی سرزمین مادریتان باشید تا ایران را دوباره اباد سازیم
هدفهایتانبه بلندای قامتتان باشد و صبر و بردباریتان به وسعت تمام وجودتان .
انهدام سکوت را در پستوی اندیشهایتان نظاره کنید تا حرکتی نوین  و فریادی آزاد اغاز نمایید.
خواستم تا درد خموشم رابرایتان بازگو نمایم تا کمک هم اندیشی را از شما خواهان باشم که دست در دست هم تاریخ نوین بشریت را در دستانمان جای دهیم و باز هم ارزوی همیشگیم را برایتان  خواستارم تا در زیر اسمان ابی ایرانشهر در پناه اهورای پاک  این گیتی آزاد به زیستن خویش ادامه دهید.

انتهای ختم این سفیر .به کجا خواهد کشید
کشاند کوروش را اهورا به فرمانش
که سپاه بیفشان و غمت از دل برون انگیز
بپا و خیز و ز ره بگذر
بیندیش و ز سر برکن
کتابت را به نام رنج خونین ساز

بپا خیزید بپا خیزید........

(سرباز جاوید ایران زمین.....حمید)

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 7:3 قبل از ظهر توسط حمید |




به نام اهورای ایرانشهر

این بار میخواهم در مورد اوضاع کشورمان در گذشته وقایع را در این تار نما نمایان سازم و گذشته ایران باستان  و فرهنگ  و ایین پر فروغ اریاییان را به قلم کشم تا شاید  ذهن خفتگانی که خود را دزیر اندیشهای خویش  پنهان کرده اند بیدار گردد.
ابتدا میخواهم در مورد زنان ان دوره سخن به میان اورم ارتادخت از زنانی است که وزیر دارایی اردوان چهارم اشکانی بود راز بزرگ او در گرد اوری دارایی کشور جلوگیری از هزینهای درباریان بود تا تبعیض در کشور از بین رود.زنان ان زمان در تیر اندازی و اسب سواری فراوان اموزش میدیدند و فرقی بین انان و مردان وجود نداشت حتی به مقام سر داری و فرماندهی میرسیدند چیزی که امروز ما در کشورهای پیشرفته میبینیم خود در ان زمان پایه گذار ان بوده ایم. ارتمیس یا ارتمیز بانوی دیگر ایرانی بود که فرمانده بزرگ نیروی دریایی خشایار شاه بود و سپاه یونان را در هم شکست.گردیه خواهر بهارم چوبین از سرداران زن سرشناس ایران بود و در رده سپهسالاری میجنگید و این نشان دهنده روشن بینی و فرهنگ بالای ایرانیان باستان بوده که از تمدن برتری نسبت به مللهای دیگر برخوردار بودند ان زمان که اعراب دخترانشان را زنده به گور میکردند ما در این فرهنگ زیست میکردیم.
بزرگترین دولت جهانی که تا ان زمان وجود نداشت به رهبری کوروش هخامنش از ان ما بود. در ان زمان زنان حقوق در یافت میکردند واز نظر قانونی با مردان تفاوتی نداشتند. سواد تمدن و مذهب زاییده فرهنگ ان زمان و ایرانیان باستان بود که نتیجه آن تمدنی با شکوه و پر فروغ برای ما به جای گذاشت. حقوق بشر را کوروش بنیان نهاد و همچنان پا برجا  از دستورات بشر دوستانه وی در جوامع بشری استفاده میگردد
تمدن ما ریشه در اعماقی دارد که نشان دهنده فرهنگ و منش ایرانیان است اما بعد از تازیانی که بر ایران تازیدند شکل و رسم آن رو به زوال گردید و تا کنون توسط ایران ستیزان مورد تهاجم قرار گرفته است اما هم اکنون باید با بینش وسیع. کارهایی سازنده برای ملتمان که به پیشرفت فرهنگ و تمدن ختم خواهدانجام دهیم باید برای ترقی کشورمان از رهبران متعهد و خلاق استفاده نماییم و این مهم را ما جوانان و ایرانیان تعیین میکنیم.اقلین خلاق مثبتند.
انان کسانی هستند که در میان تردید و نا امیدی جرقه امید را روشن نگه میدارند . اقلیت خلاق به پیشرفت فرهنگ و تمدن معتقد بوده و تحرک افزونتری به چرخهای تاریخ و توسعه و ترقی جامعه خویش و حتی بشریت میدهند.
من امیدوارم به خاطر تاریخ و تمدن ایران و پیشرفت ان شما هم به عضویت اقلیتهای خلاق و متعهد و مسئول درایید تا دست در دست هم ان را به اکثریت تبدیل سازیم و   کشوری جدید از افکار مشترک وتمدنی کامل و امیخته از عصر  دیروز ایران و امروز برتر دنیا بنا نهیم تا دوباره  باز میهنی اباد.کشوری با تمدن بالا و فرهنگی جهانی داشته باشیمو باز ایران را در بالاترین سکوی فرهنگ و تمدن جامعه بشری پر فروغ نظاره گر باشیم.و این مهم میسر نمی شود جز با همبستگی و متحد شدن.باید حسادتها را دور ریخت .تبعیض را فراموش کرد .آیین را نگهبان بود و هدف را مقدس دانست تا تاریخ نوین بشریت را در دستانمان جای دهیم.
وباز هم ارزوی همیشگیم را برایتان دارم تا در زیر اسمان ابی ایران و در پناه اهورای ایرانشهر ازاد به زیستن خویش ادامه دهید.

(سرباز جاوید ایران زمین ......حمید)

 

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 3:0 قبل از ظهر توسط حمید |


ایران......
لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 2:33 قبل از ظهر توسط حمید |


............


www.irLearn.com

| ............................................................................................................................................ ............................................................................................................................................. ......................................................................................................................................... ......