تبليغاتX
...... ایران بیمار

ایران بیمار

سکوت زمان

Home Email Archive Designer
قلمم در تمام لحظات برای این خاک کهن به حرکت در امد اما اینبار

یک تفاوت در شیوه نگارشم خواهید دید.خواستم احساسم را ناگاه

به یک باره از وطن به خویشتن منتقل سازم..عشق را اموختم تجربه

کردم.سوختن و ساختن و فقر و ثروت را لمس کردم.بردن و باختن را

قمار کردم .شرارت و فروتنی رابه تصویر کشیدم.دوری عزیزانم را دیدم

غربت را نظاره گر بودم.تنهایی را تنها خویش ساختم.بزرگی و کوچکی

را انتخاب کردم.نامم را گاهی بوضوح میشنوم که در طنین اوایش

تعجب فریاد میزند. اما باز میگویم نمیدانم چرا غریب میگویم اینبار

شاید به دلایل اتفاقات اخیر که پیش امده غمگینم.اما انهایی که با

حمید زیستن را پاره ای تجربه کرده اند .میدانند سکوت من همیشه

فریاد غمگین خفته ای بوده که در اعماق ان دردی از دل مردی به گل

نشسته .اره دلم گرفته .خیلی هم گرفته.همیشه شونهای من

تکیه گاهی برای تمامی اطرافیانم بوده همیشه من حامی ارامش

بودم . اما دریغ از یاری . دریغ از حس عمیق درک. دریغ از عمل.

دریغ از تعهد.گاهی به زندگی ام مینگرم. به خاکی که در ان شب سر

به بالین میگذارم.به احساس سوخته ام.به درون پر از سئوالم.به

نگاه پر از دلیلم. به گذشته سنگینم.اما جز خاطرهایی که زندگی را

در خود معنا کرده اند چیزی نمیابم.عشق.سکوت.درد.ثروت وفقر همگی

خاطره اند.و تنها ارزوی من خاطره ماندنم در ذهن انسانهاست

اره امشب دل منم.برای خودم گرفته.گاهی به خویش میگویم تو

حمید بودی.هستی.میمانی. و یا میشوی.به هر روی بازهم خاطره ام

دوست دارم روزی بغضهایمان را باهم به صدا در اریم.......

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 5:38 قبل از ظهر توسط حمید |


گاهی  میخواهم خاموش باشم در وادی جوانانی در تکاپوی هیچ باشم
سازم را به دست گیرمو ترانه ای سازم اما نمیدانم چه فریادیست
بس رسا که قلبم  را اکنده از عشق میسازد گاهی صدایم میگیرد
دلم میشکند .میخواهم خاموش باشم اما باز استخوانهایم فریاد  فتح قلعه را میدهند.
گاهی از درون میسوزم.گاهی تشنه میشوم.اما فریاد علیه استبداد و جهل.خرافات و نادانی سیرابم میسازد .
گاهی ترس از ستیزی بیهوده و تعدی زورگوهامرا به فکر سپری پولادین
میاندازد.گاه در فاصله فکر و عمل.تعهد را به یاد میاورم.
اما در تمامی این احساسات سر  کش تنها یاد ایران را هر لحظه میخوانم.به تو و خودم میگویم ایران را که در عصیان سکوت بیدادگران
تهی شده.را باید با  فاصله گرفتن از عقاید جزمی. وخشک و جامدی 
که با ان مواجه هستیم دوباره سازیم
ساختن هر لحظه مرا مضطرب میکند .
عشق را با نام اهورایی ایران اموختم وفراق ازادیش را ارزوی وصال ساختم.اه که چه عشق سوزانیست عشق به ایران.
در پیرو افکارم خواستار همراهی شما میباشم که  ایران را از چنگال
دیو اهریمن ایران ستیز بیرون رانیم............

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 2:35 بعد از ظهر توسط حمید |


وطنم را در افقی میبینم که سراسر هراس است روزی که فقر-فحشا-اسارت-تمام دیارم را در بر میگیرد.ترس از ان روز  که ایرانم را فانی نظاره گر باشم این ترس مرا بر این داشته تا از شما مدد خواهم که دست در دست یکدیگر گذاریم و این بار به معنای واقعی نه تنها یک شعار میهن خویش کنیم اباد چون ایران ما طعمه کفتارهای شیر نمایی شده که در جستجوی غذای خویش هر جانداری را میدرند حتی فرزندان خود را مانند گرگهای زمستانی میجوند شاید این توصیف گیرایی نباشد.اما واقعیت همین است که میدانید انگاه ما بی تعصب نشسته ایم و برای این مادر نژاد پارسی تنها افسوس میخوریم دریغ از جنبشی وایده ای ایا رسم ناموس دوستی اینست که ما با وطنی که از خاکش -از ابش و از  ریشه اش تغذیه شده ایم و مادر  اصلی همه ما اریا ییهاست اینگونه کنیم اما میدانم ما برای ایرانمان خواهیم جنگید این رسم و ذات پارسیان است و برای ازادی همیشه نبرد کرده اند باید اضطراب را با ایمان به اهورای مقدس ایران از بین برد و بر ترس فائق امد باید روح خویش را با نفسهای ایمان طراوت دهیم و درون خود را از هر مانعی پاک سازیم تا جسممان  و روحمان برای یک نبرد طولانی اماده باشد من و تو در انتظار ازادی ایران نمیمانیم بلکه ازادی را با تلاش و شجاعت خویش به ارمغان میاوریم . یه امید انروز می مانم که ایران را در اغوش ایرانیان ازاده نظاره گر باشم و  بی هراس به استانه درگاه وطنم بوسه زنم.

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 3:4 قبل از ظهر توسط حمید |


ایران ما تقریبا تمام منابع طبیعی را در خود دارد وملتیست بزرگ با تراکم
جمعیت زیاد اما در مقابل  ما دارای پدیده سیاسی غلط همراه با ناهنجاریهای ناصحیح اون در جامعه هستیم من و تو باید به کشورمان قدرت بخشیده تا خود را به پایه کشورهای صنعتی پیشرفته برسانیم
این سرمایه نیروی ممتاز و تحصیل کرده نسل جوان ایران است سکولاریسم خواسته ماست و خواسته همه ایرانیان ازاده اما خواستن همیشه هراس دارد و در طبیعت انسان این غریزه وجود دارد که تغییر را  با هراس میپذیرد.اما باید تغییرات را  در گسترش یک عظم ملی و باور
ان راتوسط  بازاریابان سیاسی وطن پرست بوجود اورد طوری که ایران حرکت کند و غرق دوران گذشته و حال نشودنباید ما خویش را در مرزهای جغرافیایی کشورمان محبوس کنیم اینده وجهان هر دو در انتظار ایرانیان است اما تنها محرکه این نعمت بزرگ تحریک شدن عرق ملی تک تکمان است تا در رشد و ترقی کشورمان سهیم باشیم ایران را باید با شور  شوق اباد کرد با عشق و نیاز اساسی این عشق اگاهیست
تا جایی که میتوانیم باید برای ایرانمان یک فرزند فداکار وخلف باشیم ما برای اینکه ایران خانه خوبان شود رنج دوران برده ایم به امید ان روز که در پرتو اهورای پاک ایران پارسیان شاد و سرخوش به زیستن خویش ادمه دهند.زیستنی با عشق و ازادی.

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 12:42 بعد از ظهر توسط حمید |


جان من باشد فدای این وطن
خشم من.خشم اسارت در وطن

من کلامم باشدت فریاد تو
من نگاهم باشدت چشمان تو

تا سکوتم باشدت زندان تو
عاشقانه میروم از یاد تو

ما برایت اوریم ازادیت
گر چه از خاکت برون شیم ای وطن

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط حمید |


در کلامم که گاهی از رنج درونم بر میخیزد تنها صدای ایران را خواهی
شنید ایران را در منشور صداقت بیانم تقسیم میکنم بر نامهربانیها تجاوزها شکنجها واز حاصل جمع این واژها فریادهای مقطع و بریده بریده جوانانی را بدست میاورم که در راستای ازادی میهنشان در مسلخگاه سکوت فریادهایشان را با ساطور ظلم سر میزنند جوانانی که مکیدن خونشان تنها غذای مطبوع ایران ستیزان است بیا تا واژه ازادی را در زیر این اسمان بیرنگ ایران بگسترانیم و نظاره گر رنگ ابی خلیج همیشگی فارس باشیم

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 11:44 بعد از ظهر توسط حمید |


 خواستم روزی در کلماتم بنویسم خدایی را که میخوانیم در

کدامین نقطه حیات حفظش خواهیم کرد و به چه علت

زیستن خود را به نام نوشتن تاریخ سرنوشتمان توسط

او میدانیم ایا به گذشته خود اندیشیده اید ایا به مشکلاتتان

فکر کرده اید در کدامینشان احساس شکسته خود را در مقابل

قدرتی برتر حس کردید و دانستید توانایی ایستادگی در

برابر فرمان او را ندارید انگاه ان را حکمت دانستید

در پیرو اه خویش گفتید این است صلاح من تا انتهای عمر

خودمان خود را اینگونه تبرئه میسازیم اما هرگز انتظاری از

کائنات اطرافمان نداشتیم زیرا خود را گنهکار میدانیم

گنهکار بودن به دلیل وجود فقر و  ارضا نشدن نیازهایمان

پدید میاید

گناه تنها دلیل کتمان حقیقت هست ایرانمان را

همچون روح هر کدام از ما محکوم به گناه کردن تا انگاه که ما

گناه کار باشیم و سراسر درد زندگیهایمان هم همچون  روحمان

و زیستن هر روزه امان وکشور بیمارمان خسته و اشفته

خواهد بود ما باید راه رهایی رابیابیم و رهایی جز جرات

داشتن راهی دیگر ندارد

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 7:42 بعد از ظهر توسط حمید |


از وقتی که من تصمیم بر نوشتن  نظراتم در این وبلاگ

گرفتم هدفی جز بررسی افکار نسل امروز ایران  وسوق

دادن اون به سوی افکار ازادوتکامل یافته بشریت نبود

البته این حقیر در حد تونانایی های خودم مطالبی را

نوشته ام این فرصت برای من است تا در این نقطه با

دوستان تبادل فکری داشته باشم در راستای نیاز نسل

جوان امروزی ما من در این  مخمص به سر میبرم که چرا

و به چه دلیل ما توان درک نیازای گوناگون انسان در هر

بخشی از زمان درک نمیکنیم وتاسفانه این به دلیل

برداشت ناصحیح جامعه امروز ماستبا اینکه علم

موفقیتهای چشمگیری در کشف مجهولات بزرگ پیدا

کرده بزرگترین مجهول را به وجود اورده و ان خود انسان

است اساسا بحران فلسفه امروزی بحران انسان

شناسیست و در عصر موجهای گوناگون ما هنوز در

جسنتجوی ارضایی برای روح خسته خودمان میگردیم

و به هر دری میزنیم جز خستگی چیزی ایدمان نمیشود

اما به چه دلیل؟ اعمال قانون سیاستمداران کنونی ما

 که به غلط ما را در وادی نیازمندی گذارده حاکی از

انست که باید فریادهایمان را برای ازادی روح زنده امان

 محکمتر کنیم و در تلاش برای این هدف باید سطح

 اگاهی و باور خودمان را بالا ببریم فرهنگ را بشناسیم

عشق را یاد بگیریم هدف را ترسیم کنیم و .....همه اینها

را ابتدا از خود شروع کنیم تا به یک دیدگاه و اتحاد ملی

برسیم تا
 حق خودمان را از تاریخ فراموش شده کهنمان بستانیم

تا بتوانیم نیاز ازادی خود را ارضا کرده و برای ایرانی بهتر

ایدهای بهتری را گسترش دهیم من وشما همچون

اتشی پر فروز باید ایران را به تلاطمی پر امید وجنبشی

رهایی بخش تبدیل کنیم به امید ان روز که سرزمین

اهوراییمان دوباره تبدیل به امپراطوری ازادیخواهان وتفکر

ازاد پارسی ومحترم شمردن هر مسلکی ورها  شدن

از هر قیدی مبدل گردد(شما و سرزمینم را عاشقانه دوست میدارم)

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 2:20 قبل از ظهر توسط حمید |


برای سئوالهایم که در مسلخگاه فریاد ازادیخواهان همه گاه به جستجوی جواب بود.مجازات شدم.حکمی که صادر شد.اعدام کلماتم بود

فرمان سکوت باش را بر ذهن مشوشم رسا شنیدنم.اما توان فریاد درونم

از قدرت ذهن مشوش من خارج بود به ناچار فریادم را به قلم کشیدم

تا شاید بیدار شوند فریادهای به قلم کشیده.تا  شاید این بار به تصویر

بکشیم فریاد خفته این نسل سوخته را .

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 8:38 بعد از ظهر توسط حمید |


تو به اندازه تنهایی من خوشبختی

من به اندازه زیبایی تو غمگینم

تو به اندازه تک رعد سفید تنهایی

من به اندازه تنهایی تو شادانم

تو به اندازه بی خوابی من ازادی

 من به اندازه ازادی تو زندانم

تو به اندازه چشمان سیاهم پاکی

من به اندازه این پاکی تو ناپاکم

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 7:24 بعد از ظهر توسط حمید |


ایران بیمار-سرزمین پاک اهورایی من در این روزگارن چنان سنگی سرد بیمار است در علاج او عاجزند انانیکه از سلاله اریاییها گام بر این گیتی نهادندچون نسل ایران ستیزان بیش از یادگارن نسل پاک پارسی در این زمانهفریاد میکند بیایید صدف تهی ایران بیمارمان را پر از مرواریدهای درخشان کنیم تا دوباره حیات تازه اش را دراین وادی نظاره گر باشیم(تقدیم به تمام مردم سرزمین پاک اهورایی ایران)

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 10:40 بعد از ظهر توسط حمید |


این را به یاد داشته باشید که هیچکس دروغ نمیگوید فقط خانه دانستهایش ممکن است برای تصوراتش   ان چنان تنگ باشد که به ناگزیر انجا را برای رسیدن به فضایی فراختر ترک میگوید
لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 8:6 بعد از ظهر توسط حمید |


یاد ان شبها در و.لایت غربت بخیر ولایت سردیها سردی احساسها شبهی زیبایی که انسانهای همیشه گریزان را در خود جای میداد و بامدادان قصیده ای از مستی میسرود و در انتهای تاریکی خاطره ای پوچ را برایشان رقم میزد خاطره ای زشت و زیبا از تمایلات خود دنیا دنیایی که هرگز بی عشق مفهومی نداشته تنها ما را مضحکه میکند ولی ما باور نداریم که در ساحلی دور از خویشتن زیست میکنیم من تنها ماسه داغ فراموش شده این ساحلم که در این ولایت هرز گاهی میسوزم و میسوزانم(تقدیم به ان ...که میداند)
لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 7:46 بعد از ظهر توسط حمید |


به نام اهورای ایران-دیشب ندایی را به حقیقت شنیدم گفتند تمام شد تمام تمامهایت ان کلام در افق قلبم حسادت را بر افروخت و ناگاه به خویش گفتم او را رها کن اگر جنونت از ان اوست او را رها کردم و در فضای لاینتاهی احساسم برایش ارزوی خوشبختی کردم

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 6:8 بعد از ظهر توسط حمید |


تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم-میخوام بدونم شما چقدر کشورتونو میشناسین سرزمین  پاک اریائیان صدف گمشده و بیمار این گیتی که در درون خودمرواردیهای گرانقیمتی پرورش داد اما بخاطر ایران ستیزی ایران ستیزان در زمانه کنونی تنها صدفیست تهی که در راستای رنج میکوشدسرزمین کوروش کبیر و مردانه بزرگی از سلاله پاک اریایی کوروشی که مهد تمدن را درجهان هویدا کرد منشور بشر دوستی را بنیان نهاد و در راستای ازادی انتخاب و کلام سرزمین پارسیان را بنا نموداری ما که در صفحات کهنه تاریخ گذشته خود را در پستوی ندانستن گم کرده ایم نمیدانیم ما هم از همان نسل پاک اریا هستیم نسلی پراقتدار و ازاد اندیش بیاییید مرواریدی باشیم در صدف تهی ایران-(سرزمینم دوستت دارم)

لينك مطلب | نوشته شده در ساعت 6:1 بعد از ظهر توسط حمید |


............


www.irLearn.com

| ............................................................................................................................................ ............................................................................................................................................. ......................................................................................................................................... ......